تبليغاتX
جبهه وحدت حوزه و دانشگاه

جبهه وحدت حوزه و دانشگاه

وحدت حول محور عقلانیت و معیارهای مقام معظم رهبری بر همه نخبگان و فعالین دانشگاهی و حوزوی لازم است
فرصت طلايي كه روحاني از دست نداد
حسن روحاني عضو شوراي عالي امنيت ملي و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام اخيراً طی سخناني مسائلی را علیه دولت مطرح کرد که باور کردن این سخنان به عنوان اظهارات یک عضو نهادهای مهم نظام بسيار سخت است.

عجيب آن است كه چگونه كسي مي تواند در برخي اركان اصلي نظام حضور داشته باشد اما در عين حال عليه دولت سخت كوشي كه در ابعاد داخلي و خارجي منشأ تحولات و خدمات بزرگ و بي نظيري بوده و از جنبه هاي مختلف مورد حمايت و تاييد رهبر انقلاب قرار گرفته است، تا اين حد خصمانه و كينه ورزانه، موضعگيري نمايد؟ آيا چنين رويكردي، صلاحيت ادامه عضويت آن فرد را در اركان مهم نظام زير سوال نمي برد؟
ادامه مطلب
+نوشته شده در ساعتتوسط اصولگرایان پیگیر وحدت |
تقابل ديده بان انقلاب با منافقين قديم و جديد
اگرچه شهید سید اسدالله لاجوردی دارای خصلت های ویژه متعددی بود اما نفاق شناسی و مقابله او با تفکرات الحادی ازبارزترین این ویژگی ها بود. سید، سالها در دورانی که استکبار تلاش می کرد از طریق گروهک ها انقلاب را به بحران بکشاند، سکاندار دادستانی انقلاب اسلامی مرکز بود و با شناختی که از آنها در دوران مبارزه داشت، با گروهک هایی همچون فرقان، منافقین خلق، باند مهدی هاشمی و... مقابله نمود و در نهایت به دلیل فشار منتظری بر شورای عالی قضایی از سمت خود عزل گردید.

او پس از آنکه یادگار امام از میزان اعتماد امام به او و فداکاری هایش در راه امام برای آیت الله یزدی گفت، بار دیگر دعوت به خدمت شد، اما این بار در سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور تا خصلت دیگر او نیز بار دیگر رخ نماید. تلاش او برای بازگشت خطاکاران و هدایت آنها با توجه به شناخت بالای او از تفکرات انحرافی.

لاجوردی اما پس از پایان این دوران نیز همچنان مورد غضب منافقین جدید و قدیمی بود که بدون هیچ ملاحظه ای دست به افشای چهره آنها می زد و از همین جهت نیز تمام منافقین همچنان از او در هراس بودند. رهبر انقلاب درباره او فرمودند: "ایشان از اول انقلاب تا همین شهادتشان همیشه در صراط مستقیم حرکت کرد و ذره ای از طریق مستقیم و خط صحیح انحراف پیدا نکرد. ایشان کار را برای خدا می کرد اهل تظاهر و اهل نشان دادن نبود. کار را برای خدا قبول می کرد و برای خدا انجام می داد برای همین بود که هیچ ملاحظه ای نمی کرد. بعضی ها در کار ممکن است ملاحظه وجهه را بکنند ملاحظه شان و آبرو را بکنند بعضی ها هستند که این ملاحظه را نمی کنند و شهید عزیز ما شهید لاجوردی از این قبیل بود."

لاجوردی در وصیت نامه اش نیز اینگونه عمل نمود؛ بدون هیچ ملاحظه ای به افشای چهره منافقین خلق و منافقین انقلاب پرداخت و چنان آنها را به خشم آورد که مخاطبان وصیت نامه اش خیلی زود او را به "دشمن شناسی وارونه" متهم نمودند. این وصیت نامه که توسط امام جمعه وقت تهران درخور توجه و دقت شدید دانسته شده بود، اینک پیش روی شماست--------- بقیه در ادامه مطلب

حاشيه‌هاي دهمين سالگرد ترور شهيد لاجوردي

ادامه مطلب
+نوشته شده در ساعتتوسط اصولگرایان پیگیر وحدت |
من به احمدي نژاد راي خواهم داد

....باورکنید این گفته حقیقت دارد که در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده حساسترین وسرنوشت سازترین تصمیم تاریخ سیاسی کشور،رقم خواهد خورد...تیرماه سال آینده زمان انتخاب فرا می رسد...برای من ..برای شماوتمام کسانیکه که مدعی حق وحقیقتند... انتخاب بین دونگاه متفاوت به عرصه حاکمیت وقدرت......نگاهی که قدرت را بسان طعمه می نگردو برای به دست آوردن آن، هرچیزی را مجاز می شمردونگاهی که "خودرا درمحضرخداوعامل اجرایی دین خداودر خدمت حجت خدا می بیند"....به خدااگربه احمدی نژاد باشد"بودن یا نبودن"مسئله این نیست .....اوحقیقت مداری است که سیاست را نیزاز دریچه معنویت می نگردوبرای خود هیچ شاءنی جز خدمت گذاری قائل نیست ......  استاد دانشگاه ،استاندار،شهردارویا رییس جمهوری برای او،همه ازیک جنسندوفرقی باهم ندارند.......آیا بدترین مخالفانش ؛با آنکه بسیارسنگدل وبیرحم هم بودند؛توانستند بگویندکه از قبل قدرت، به انداز ه بال مگسی... یا به اندازه استراحت خواب نیمروزی برای خود نصیب وغنیمت برداشته ویا کسی توانست برای منصوبان ونزدیکان او شبهه ای از فساد وجمع کردن مال وثروت ، مطرح کند.....نگاهی به زندگی دکتر الهام .. سعیدلو.. یاصفار بیاندازید تا متوجه شوید که چراهیچوقت وارد چنین ورطه ای نشدند ........این را مقایسه کنیدبا حرفهاوکنایه های مردم درمورد.......

.........دوستی می گفت که چرا اینگونه از احمدی نژاد دم می زنی..گفتم که من نگاه به صف آرایان مقابل او می کنم وهرچه می گردم نشانی از درستی وصداقت را،میان آنان نمی یابم ...به آرایش سیاسی آنها نگاه کن زخم خورده وعصبانی هیچ خط قرمزی را رعایت نمی کنند آنها ازکوبیدن احمدی نژاد هدف دیگری دارند وتومی دانی که آن هدف چیست ......آنهامی خواهندکسی رابه قدرت برسانندو اوضاعی را حاکم کنند که ولی زمانه، دوباره سر درچاه غربت فروبردواشک بریزد وازجفای دوران شکایت کند....احمدی نژاد یک سرباز است وچه توقعی از یک سرباز فداکار جز اینکه خودرا سپربلای ولی امر خود،قرار دهد.....

.........می گویند مارزخمی خطرناکترازگرگ گرسنه است وما در مقابلمان ترکیبی از هردو را داریم......تاج زاده ومرعشی ...جبهه ای از منتهی الیه چپ تا منتهی الیه راست....."خب من فُحشامودادم حالاتوبرو جلو".......میانه ای که این تیم هماهنگ می خواهد به قدرت برساند چه میانه ای خواهدبود !وچه گردو خاکی خواهدکرد! .....هنوز زخمهای خشونت طلبانی که در دوم خرداد با شعار آزادی وزنده باد مخالف من، به قدرت رسیدندو بانارنجک ،سنگرهای حریف سیاسی واعتقادی خودرابرای آن هدف مقدس!  تخریب کردند !مقابل دیده گانمان است....هرچند  کاخ نشینان انقلابی! کاری کردند که خیلی ها موضوع اصلی فراموششان شده وبه جای نگاه به ماه، نوک انگشتان راوی رارصد می کنند..

.............در این سه سال که گذشت خیلی ها با آنکه می دانستند مظلوم کیست وظالم چه کسی است نگاهشان را به دیوار دوختندوخودشان را به حواس پرتی زدند ....همه ما همین مشکل را داریم خوب شعار می دهیم ولی موقع عمل که میشود می خواهیم خروخرما راباهم داشته باشیم............عیبی ندارد ولی ای کاش بعضی ها دیگر شعار ذوب در ولایت را سر ندهند،چون با همین ذوب شدنهایشان بود که ولی را ،آنگونه تحت فشار وتنگنا ی مصلحت قرار دادند که خود ردای شهادت برتن کرد وواردمیدان شد........ ....بگذریم....سال آینده قراراست دوجبهه مقابل هم صف آرایی کنند جبهه عدالت وجبهه ای که ما هیچ باکی نداریم که آنرا جبهه نفاق بنامیم..............فکر می کنید که مادرکدام سوی این دوجبهه خواهیم ایستاد؟

 

+نوشته شده در ساعتتوسط اصولگرایان پیگیر وحدت |
تشکیلات اسلامی(2)
يادداشت: بدیهی است اولین سوالی که هر مدیر تشکل باید بتواند به آن پاسخ دهد این خواهد بود که مشخصه های فکری که ما مدعی تبلیغ آن شده ایم کدامند؟ نحوه پاسخ به این سوال اولیه ...

(بخش اول این مطلب در آرشیو موجود است به زودی قسمت سوم آن نیز منتشر خواهد شد-مطالعه آن برای همه مدعیان اصولگرایی و کارهای تشکیلاتی و وحدت آفرین واجب است)

ویژگیهای مدیر:

تصدی مدیریت در تشکیلات اسلامی به احراز برخی صلاحیتها و برخورداری از برخی ویژگیها وابسته است از جمله:

الف ـ تقوی و اخلاص:

جایگاه تصمیم گیری و نقش الگوساز مدیر اقتضاء می کند که وی فردی پرهیزگار و متوجه به خدا در اعمال خویش باشد تا کار از ثمره صحیحی برخوردار شود.

اتقوا الله یعلمکم الله «1» تقوا پیشه کنید، خدا خود تعلیم تان خواهد کرد

ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا «2» اگر تقوا داشته باشید خدا به شما قدرت تشخیص حق از باطل را خواهد بخشید.

ب ـ صبر و سعه صدر:

سختی های کار ـ خصوصا در امور مهم ـ برای موفقیت، نیازمند صبر و استقامت است.

"الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه ان لا تخافوا و لا تحزنوا"«3»

بر کسانی که ایمان آورده و برای آن استقامت کنند فرشته ها نازل می شوند که نهراسید و غمگین نباشد.

"لا یصبر للحق الا من عرف فضله"«4» برای حق کسی که قدرش را بداند صبر می کند

ج ـ آینده نگری و تدبیر:

بررسی عواقب و احتمالات امور و چاره اندیشی برای آنها از ضروریات حرکتی پخته و حساب شده است.

"اذا هممت بامر فتدبر عاقبته" «5» چون به کاری شدی عاقبتش را انیشه کن. "من استقبل الامور ابصر"«6» کسی که کارها را پیش بینی کند بینا می شود.

د ـ پیشتازی عملی:

مدیر باید چون راهبری صادق، خود پیشتاز در امور باشد و عملا سایرین را به انجام کار نیک دعوت نماید.

"کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم" «7» مردم را با عمل ونه زبانتان به حق دعوت کنید

"قولوا الحق تعرفوا به و اعملوا الحق تکونوا من اهله" «8» حق را بگوئید تا به آن شناخته شوید و به آن عمل کنید تا از اهلش گردید.

ه ـ آگاهی و اولویت سنجی:

تصمیم گیری و عمل به موقع بدون آگاهی و تحلیل از شرایط زمان ممکن نیست و اتخاذ بهترین تصمیم به دانستن اولویت ها بستگی دارد.

"من اشتغل بغیر المهم ضیع الاهم"«9» هر کس به کار غیر مهم بپردازد امر مهمتر را ضایع ساحته است. "العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس"«10» فرد آگاه به زمان خویش دچار اشتباهات نمی گردد.


و ـ اخلاق خوش و ارتباطات قوی:

مدیر خوب باید بتواند با برخورد جذاب و لحن و پیام مناسب با ارکان مختلف تشکیلات و مخاطبان آن ارتباط برقرار نماید.

"ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه" «11» با حکمت و پند صحیح مردم را به سوی خدا فراخوان. "فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضو من حولک" «12» با مردم مهربان باش که اگر تند برخورد می کردی از تو دور می شدند.

ز ـ انتقادپذیری و مشورت:

موفقیت کار انسان ـ که ناقص و خطاپذیر است ـ در کنار توجه به انتقادهای صحیح و تجربه های موفق ممکن خواهد شد.

"العاقل من وعظته التجارب"«13» عاقل کسی است که از تجربه ها پند می گیرد

"وقفوا (المومنون) اسماعهم علی العلم النافع لهم" «14» مومنان پیرو سخن نافع اند

"من استبد برایه هلک" «15» هر کس بر نظرش استبداد ورزید هلاک شد

"احب اخوانی من اهدی الی عیوبی"«16» بهترین برادرانم هدیه دهنگان عیوبم به من اند

ح ـ امید به آینده:

سیاه نمایی بیش از اندازه که رافع امید و مانع حرکت انسان شود خصلت مومنان نیست و وجود اندیشه جبران برای مدیر الزامی است.

"انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون" «17» جز کافران ناامید از او نمی شوند

ط ـ شجاعت و توکل:

ابهت و توان لازم برای برخورد با مسائل و همچنین جسارت انجام کارهای مهم به شجاعت و توکل مدیر محتاج است.

"من اراد ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله" «18» قوی ترین انسانها شدن، توکل به خدا را می خواهد.

(«1»و«2»و«4»و«11»و«12»و«17»: قران کریم، سایرین: الحیاه ج 1 و2)

نحوه فعالیت:

نحوه فعالیت تشکلها – بخصوص تشکلهای دانشجویی – را در چند بخش به شرح زیر مورد بررسی قرار می دهیم:


الف ـ عضو:

هر چند وظائف شخصی افراد تشکل ارتباط مستقیمی با تشکل ندارد اما از آن جهت که عدم نگاه و برنامه ریزی صحیح وی می تواند او را از تشکل دور یا آسیب پذیر نماید لازم دیدیم تا اشاره ای بدان بنمائیم:

فردی که در یک تشکل، در راه آرمانهایش، مشغول فعالیت می گردد ـ خصوصا در تشکلهای دانشجویی ـ باید بداند که زمان حضور او در این عرصه محدود است و او باید با یک برنامه ریزی جامع در زندگی شخصی خویش خود را برای رسیدن به حدی از مطلوبیت و کارآمدی ـ در حوزه ای خاص ـ آماده سازد تا بتواند از آن طریق خدمت شایانی به مملکت خود بنماید. این فرد طبعا نیازهای شخصی بسیاری دارد که همزمان باید به آنها توجه نماید که توجه به رشد معنوی و سازندگی اخلاقی، ارتباط مداوم با متون دینی و قرآن، تلاش برای تحکیم باورها و عقاید، توجه لازم به خانواده، انتخاب شغل و منبع درآمد زندگی، تمرین سختی و ساده زیستی و... از آن جمله اند.

من قرا القرآن و هو شاب مومن اختلط القرآن بلحمه و دمه «1»

جوان مومنی که قرآن بخواند قرآن با گوشت و پوستش در می آمیزد.

لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم «2»

کسی که هر روز خود را مورد محاسبه قرار ندهد از ما نیست.

طوبی لمن کان نظره عبره و سکوته فکرا و کلامه ذکرا«3»

خوشا به حال آنکه نگاهش عبرت و سکوتش فکر و کلامش ذکر است.

در فضای دانشجویی یک دانشجو باید به سه نیاز اصلی علم، ایمان و آگاهی توجه هم زمان نماید و در تشکل به تکلیف خویش برای آگاهی بخشی عمل کند. عدم توجه به هر یک از موارد فوق ترکیبی ناموزون و غلط را شکل خواهد داد. کسی که به علم و ایمان توجه کند و از آگاهی به زمان بازماند، به راحتی طعمه بازیهای سیاسی خواهد شد و بدون توان تحلیل، جریانات سره را از ناسره باز نخواهد شناخت.

توجه به علم و آگاهی، بدون توجه به ایمان فردی توانمند ولی خطرناک را پرورش میدهد و توجه به ایمان و آگاهی، بدون توجه به علم فردی سالم و در عین حال ناکارآمد را بوجود خواهد آورد.«4»

ناگفته نماند برخی افراد که به حق دغدغه درس و فعالیت علمی خویش را دارند با تصمیم و نتیجه ای ناحق از ورود جدی به فعالیتها ابا می کنند درحالیکه اگر کار تشکیلات به طور جمعی صورت پذیرد تعداد محدودی به خاطر فشار کاری خسران نمی بینند و از طرفی رشد جمعی و فعالیت مطلوبی نصیب افراد و تشکل می گردد.

(«1» و «2» و «3»: الحیاه جلد 1، «4» برگرفته از سخنان رهبری)

ب ـ تشکل:

نکات مربوط به تشکل را در چهار بخش مورد بررسی قرار میدهیم:

فعالیت:

نوع فعالیتهای تشکلها که به دنبال آگاهی بخشی به مخاطبان خود و جامعه میباشند، حرکتی فرهنگی ـ سیاسی است که البته شاید تفاوت عمده ایشان با احزاب در چیرگی فعالیتهای بلند مدت فرهنگی بر جریانسازیهای مقطعی سیاسی باشد.

طبیعی است که هر تشکل برای ماندن باید نیروهایی را جذب کرده و پرورش دهد. فلذا میتوان سه رسالت عمده تشکلها را "انجام فعالیتهای فرهنگی ـ سیاسی"، "جذب نیرو از میان مخاطبان" و "پرورش نیروهای جذبشده" دانست.

عزیزان! فرهنگ اساس کار ماست. در واقع فرهنگ با تمام شعب آن یعنی علم و ادبیات و غیره، روح کالبد هر جامعه است. «1»

فقدان هر کدام از رسالتهای مذکور جامعیت حرکت تشکل را مخدوش خواهد ساخت. توجه بیش از حد به «فعالیت» در کنار بی توجهی به «جذب»و«پرورش» نیرو، وضعیتی زیگزاگی در فعالیتها ایجاد خواهد کرد و تشکل را به افراد وابسته می سازد. متاسفانه کم توجهی نسبت به کادرسازی مساله ای است که گریبان اکثر تشکلها را گرفته است.

برخی فعالان تشکلها چنان پنداشته اند که فعالیت به نفسه موضوعیت داشته لذا به همراه تعداد اندکی مشغول فعالیت و انجام کارهای نسبتا موفق نیز شده اند در حالیکه تشکر برای گسترش نیروهای کارآمد خود باید هزینه کار تشکیلاتی جمعی و کم تجربگی نیروها و نظارت بر آنها را بدهد تا پس از مدتی کارها به یکباره تعطیل نشوند و حرکتی مداوم تثبیت گردد.

قلیل یدوم خیر من کثیر لا یدوم «2»

فعالیت اندک و پایدار بهتر است از فعالیت مقطعی و بسیار.

هر چند ابتکاری بودن فعالیتها و بازتاب رسانه ای آنها تا حدی می توانند در اثربخشی اجتماعی فعالیت تشکل موثر افتند اما آنچه باید برای تشکل مهم باشد نه فضاسازی های تبلیغاتی و جریان سازی های مقطعی سیاسی که تاثیرگذاری بر مخاطبان خاص خود تشکل و رشد نیروهای جذب شده به آن است.

استفاده از پتانسیل حرکتهای اجتماعی همچون بازدید از مناطق محروم شهر و... برای جذب مخاطبان و انتقال پیامها در حین اینگونه حرکات و تبدیل این فعالیتها به جریانات مطالبه گرانه و نظارتی ممکن و مفید خواهد بود.

در این میان بنظر می رسد قالب «نشریه» نیز ابزاری کم هزینه و در عین حال مفید برای اهداف جذب و پرورش نیرو باشد. چرا که یک نشریه موفق می تواند ارتباطی موثر و فعال با مخاطب خود برقرار نماید و مفاهیم مدنظر خود را به او منتقل نماید و از طرفی از آنجا که به توانی نسبی از فکر و مطالعات مختلف محتاج است به رشد نیروهای تهیه کننده آن کمک خواهد کرد. لزوم توجه به ویژگیهای مخاطب و یادگیری ابزارهای تاثیرگذاری بیشتر – چون روشهای نویسندگی و... – نیز به رشد همه جانبه ایشان کمک می کنند.

گاه این نقیصه قشر دانشجو که اهل مطالعه نمی باشد نیز به عنوان معضل فعالیتهای مکتوب و مطالعاتی تشکلها مطرح می شوند که هرچند تولیدات صوتی و تصویری قالب مناسبی برای پیام رسانی می باشند اما نباید کتاب و نشریات به عنوان مهمترین ابزار انتقال فرهنگ و اندیشه را کنار گذاشت و باید به فکر فرهنگسازی در این زمینه بود.

انجام فعالیتهای تشکلها باید براساس فکری مدون و برنامه ریزی منطقی صورت پذیرد. این «برنامه ریزی» مبتنی بر آرمانها و تفکرات خاص صاحبان تشکل و با توجه به نیازهای جامعه، مخاطبان و خود تشکل صورت می پذیرد و به ترسیم «اهداف» و تعیین «اولویتها» منجر می گردد. بر آن اساس «استراتژی» ها یا روندهای رسیدن به اهداف تعیین و برای تحقق آنها «برنامه» هایی خاص پیش بینی می شوند.

در این میان فعالسازی عنصر«نظارت» و مراقبه درونی می تواند عاملی مهم در اصلاح روندها و نقایص تشکل و حفظ خلوص و سلامت آن باشد.
حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا «3»پیش از آنکه موعد محاسبه شما فرا برسد، رفتارهای خود را مورد بررسی قرار دهید.

اما دغدغه مهمی که دست اندرکاران تشکل به آن می اندیشند چگونگی افزایش تاثیرگذاری فعالیتهای مختلف تشکل بر مخاطب است. به نظر می رسد چنگ زدن به ابزار «هنر» برای نیل به این هدف و جهت جلوگیری از آفات مختلف بروز این دغدغه – که معمولا با دست بردن در محتوای فعالیت و تغییر آن صورت می گیرد – مفید واقع شود.

از انجا که شرایط عموم تشکلها به گونه ای است که امکان تدوین طرحی جامع و مرحله بندی شده برای حرکت بلندمدت تشکل خود را ندارند و اساسا در تشکلهای دانشجویی عمر فعالیت افراد محد.ود می باشد و تا فرد بخواهد به حدی از توانمندی های فکری و عملی برسد فرصت تمام شده است این آفت بروز می کند که فعالیتها در راستای اهدافی که تشکل مد نظر داشته یا اولویتهایی که بر اساس نظام ارزشی خود تعیین کرده صورت نمی پذیرند. به نظر می رسد برای پرهیز از این روزمرگی حداقل نباید از این اصل که: تا برنامه ای با استدلالهایی روشن و پس از انطباق با اهداف و اولویتها و شرایط ارائه نشود به انجام نخواهد رسید، تخطی شود.

آنچه برای یک تشکل می تواند مفید باشد شکل گیری شرایطی منطقی و مباحثی پخته در جمع شورای مرکزی آن تشکل است. اگر بحث مفید که از ثمره تفکر و مطالعه و مشورت اعضاء به دست می آید مورد توجه قرار گیرد به همفکرسازی دست اندرکاران و اقناعی شدن مصوبات شورا کمک شایانی می نماید.

بدیهی است اولین سوالی که هر مدیر تشکل باید بتواند به آن پاسخ دهد این خواهد بود که مشخصه های فکری که ما مدعی تبلیغ آن شده ایم کدامند؟ نحوه پاسخ به این سوال اولیه به میزان عمق مبانی فکری در دست اندرکاران نشکل وابسته است و برای عمق بخشیدن به آن فکر، استفاده از اساتید انقلابی و آگاه و منابع مکتوب اصیلی که حاوی تفکرات بزرگان و معماران انقلاب اسلامی می باشند ضروری خواهد بود.
بدیهی است همه این عناصر باید در حین انجام فعالیتهای عملی مورد توجه قرار گیرند و منظور از طرح اینها رفتن به انتزاعهای تئوریک و مطالعاتی صرف نیست.

همچنین برخی به تشکلهای عدالتخواه و... که اولویتهای خاصی را مدنظر قرار داده اند چنین انتقاد می کنند که موضوعات مهم دیگری چون حجاب، جنبش نرم افزاری و... نیز هستند ولی شما ضریب جدی در کارهایتان به آنها نمی دهید! اگر گردانندگان اینگونه تشکلها چنین استدلال کنند که عدالت اولویت دارد و از رهیافت آموزه های دینی، رهنمودهای رهبری – که اولویت اصلی تشکلهای دانشجویی را این مساله دانستند – و شرایط جامعه و کشور می توان به این نتیجه رسید، پاسخ صحیح است، چرا که پرداختن به اولویتها اصل اساسی همه حرکتهای انقلابی است و اساسا اختلاف با گروههایی مثل انجمن حجتیه در عرصه عملی از طرح اولویتهای فرعی ناشی شده، وگرنه مبارزه با وهابیت ناپسند نیست ولی با وجود فسادهای بزرگی چون رژیم شاهنشاهی و آمریکا ناپسند نیز می تواند باشد، اما این مساله را نیز نباید فراموش کرد که اگر موضوعاتی در اولویتهای بعدی قرار دارند باید در حد خود ضریب بگیرند و به اندازه وسع تشکل در فعالیتهایش بروز کنند. لذا توجه همه جانبه به فعالیتهای تشکل باید همواره مدنظر مدیران باشد.

(«1»:رهبر انقلاب،«2»: لحیاه،«3»:نبی اکرم ـ ص ـ )

+نوشته شده در ساعتتوسط اصولگرایان پیگیر وحدت |
تشکیلات اسلامی(1)
گام اول حرکت همه اصولگرایان آشنایی با تشکیلات اسلامی است پس بخوانید و عمل کنید

جزوه حاضر با این دغدغه و با هدف بررسی مولفه­های "تشکیلات اسلامی" با بهره مندی از سخنان شهید بهشتی پیرامون کار تشکیلاتی تهیه شد و البته بخش دوم آن را مسائل عینی­تر ...

مقدمه:
دغدغه کار تشکیلاتی منسجم و تربیت نیروهای باتوان مدیریت و ساماندهی بالا هیچ گاه از ذهن دست اندرکاران تشکلهای انقلابی خارج نمی­شود. از طرفی حجم گسترده تشکلهای مردمی انقلاب و بازده نامتناسب آنها در جهت اولویتهای نظام و آرمانهای انقلاب اسلامی، لزوم توجه جدی تر به دو عنصر "فکر" و "تشکیلات" را در این طیف نمایان می سازد. بدیهی است مبانی فکری صحیح بدون وجود سازماندهی مناسب از اثربخشی لازم برخوردار نمی شوند و گسترش سازمان بدون آرمان، غلبه پوشالینی از فرم بر محتواست و مشکلی را حل نمی کند که چه بسا مشکل آفرین گردد.
در مجموع به نظر می رسد مجموعه هایی که به تحلیل و رشد فکری مناسب رسیده اند نیز به خاطر ضعف عنصر تشکیلات توان بازدهی متناسب با عملکرد و قدرت خود را نداشته اند فلذا باید چاره ای اندیشید.
جزوه حاضر با این دغدغه و با هدف بررسی مولفه­های "تشکیلات اسلامی" با بهره مندی از سخنان شهید بهشتی پیرامون کار تشکیلاتی تهیه شد و البته بخش دوم آن را مسائل عینی­تر کار تشکیلاتی در برگرفته که شاید خالی از سلایق شخصی نیز نباشد.
امید آنکه انتشار این جزوه بتواند مقدمه ای بر تامل و توجه بیشتر به مساله تشکیلات گردد و بسترساز گامهای جدی تری در جهت دستیابی به مدلی صحیح از "تشکیلات اسلامی" گردد. ناگفته نماند که هر چند بخش دوم جزوه، ناظر به تشکلهای دانشجویی تهیه شده است لیکن اعم مباحث آن برای سایر تشکلها خالی از فایده نخواهند بود. در ضمن آیات و روایاتی ـ با ترجمه آزاد ـ، برای تکمیل بحث آورده شده­اند که ان شاء الله مفید واقع شوند.

و من الله التوفیق

تعریف:
اگر تشکیلات را مسامحتا به معنای سازمان یا حداقل نوعی از آن به حساب آوریم می توان تعریف زیر را برای آن به کار برد: "تشکیلات عبارت است از نظام اجتماعی خاصی که بر اساس آن عده ای از افراد ـ هم عقیده ـ به منظور رسیدن به یک سلسله هدفهای نسبتا مشخص با یکدیگر همکاری می کنند بدین ترتیب که تصمیماتی را اتخاذ می نمایند یا به مرحله اجرا و عمل در می آورند" «1»
از آنجا که این مفهوم ارتباط وثیق و تنگاتنگی با مساله مدیریت پیدا می کند شاید بد نباشد که تعریفی کوتاه از مدیریت نیز ارائه کنیم: "مدیریت را می توان جریان برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کوشش های تشکیلاتی اعضاء و به کارگیری کلیه منابع در جهت وصول به اهداف سازمان تعریف کرد"«2»
(«1»و«2»: سازمان و مدیریت، بلال دولتی)

ضرورت:
پاسخ این سوال که چه لزومی به کار تشکیلاتی هست را می توان با "دستیابی به نظم و ساماندهی مناسب" خلاصه کرد اما تاکید مبانی فکری و اعتقادی ما بر این مساله مویدی محکم بر آن خواهد بود لذا به برخی از آنها اشاره می نمائیم:
الف ـ تحقق امر به معروف و نهی از منکر:
ما برای اینکه بتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم بی شک باید متشکل باشیم. رابطه های ایمانی و اعتقادی و عملی دینی سازمان نیافته، تنها برای رسیدن به بخشی از اهداف و تحقق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب می تواند کافی باشد.
در آیات و روایات متعدد، وظیفه امر به معروف و نهی از منکر بزرگترین و بالاترین وظیفه شناخته شده که همه واجبات و فرائض دیگر در پرتو آن گذارده می شود. «1»
"لتامرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر او لیسلطن الله شرارکم علی خیارکم، فیدعوا خیارکم فلا یستجاب لکم" «2»
ترک امر به معروف و نهی از منکر منجر به غلبه بدانتان بر خوبانتان می شود و دعاهای خوبانتان را نیز بی اثر می سازد.
با یکی دو نفر نمی شود به جنگ فسادها و منکرات بزرگ و اساسی رفت و با ظالمان گردن کلفت در افتاد، برای این کار باید مومنان را گرد هم جمع کرد.
"ید الله مع الجماعه" «3» دست یاری خداوند با جماعت مومنان خواهد بود.
"ان جماعه فیما تکرهون من الحق خیر من فرقه فیما تحبون من الباطل و ان الله سبحانه لم یعط احدا بفرقه خیرا ممن مضی و لا ممن بقی" «4» جماعت گریزان از حق بهتر از جمع متفرقی است که از باطل می گریزد و خداوند خیری را برای جمع متفرق قرار نداده است.
(«1»:شهید بهشتی، «2»و«4»: الحیاه ج 1، «3»:قرآن کریم )
ب ـ نظم:
اما ضرورت اصل تشکل، اصلی اجتناب ناپذیر است. مگر الله اللهی که در آن وصیت، مولا فرموده اند یکی اش نظم امرکم نیست؟ خدای را خدای را در نظم امرتان. آیا در این که تشکل یک نوع نظم است کسی تردید دارد؟ «1»
ثمره تشکیلات، تقسیم امور و تعیین دقیق حیطه های کاری افراد و وظائف ایشان است. این نظم و هماهنگی برای جماعت مومنان قوت و اثربخشی را به ارمغان خواهد آورد و طبعا در زندگی شخصی هر فرد نیز ضامن رسیدن او به اهداف مورد نظرش خواهد بود.
"کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا، اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم"«2»
دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید، همه شما و هرکس که وصیت من به او خواهد رسید را به تقوای الهی و نظم در امور سفارش می کنم.
(«1»: شهید بهشتی، «2»: نهج البلاغه نامه 47)
ج ـ سازماندهی و شناخت نیروهای متعهد و مسلمان:
بطوریکه اجمالا ما می دانیم جامعه ما یک جامعه ایست پر نیرو، اما وقتی دست به هر کاری می زنیم در همان قدم اول و دوم می بینیم نیرو کم داریم. آب در خانه و ما تشنه لبان می گردیم. بعد وقتی هم شناسایی می کنیم، باز قدرت سازمان دادن و سامان دادن نداریم و تجربه تشکیلاتی مان کم است. گاهی هم می بینیم که نیروها در هم می لولند و کار زیادی هم انجام نمی گیرد. بنابراین خیلی روشن به این نتیجه می رسیم که ما دچار ضعف تشکیلاتی هستیم و همواره از این یاد می کردیم که ایجاد یک تشکیلات اجتماعی بر پایه اسلام از واجبات اساسی هر انسان متعهد آگاه مسلمان است.
در تمام این مراحل تنها چیزی که در درون خودمان احساس می کردیم این بود که می خواهیم نیروهای مومن به انقلاب اسلامی را برای تحقق بخشیدن هر چه سریعتر و گسترده تر به آرمانهای این انقلاب بسیج کنیم و سازمان دهیم و چیزی که در خودمان نمی یافتیم قدرت طلبی و سلطه جویی بود. «1»
بدیهی است ما مکلفیم به وظیفه خود که همانا گسترش جریان طرفداران جبهه حق و عدالت است عمل کنیم اما اگر شرایط به گونه ای رقم خورد که اقبال قابل توجهی نیز پیدا نشد باید به تکلیف عمل کرد و نهراسید.
"لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقله اهله" «2» در راه حق از کمی تعداد نهراسید.
(«1»: شهید بهشتی، «2»: نهج البلاغه خطبه 201)

ماهیت:
در ترکیب صناعی افراد، هویت افراد در هویت تشکیلات محو نمی شود و اصولا تشکیلات وجود مستقل از اجزاء ندارد بلکه تشکیلات عبارت است از مجموع اجزاء تشکیلات بعلاوه روابط سازمان یافته آنها با یکدیگر. این نظریه در تشکلهای اداری که اجزاء نه بنابر عقیده واحد که تنها برای حصول نتیجه ای مشخص گرد هم آمده اند ممکن است صحیح باشد اما در تشکیلات اسلامی ترکیب اجزاء حقیقی است نه صناعی و تشکل از آن جهت که مجموعه ای از افراد مشترک العقیده است همان سنتها و قوانینی که بر جوامع حاکم است با قوت و خدمت بیشتری بر آن نیز حاکم است و از آنجا که هر جزء در ارتباط تشکیلاتی با سایر اجزاء است در تاثیر و تاثر و جذب و انجذاب دائمی فکری و فرهنگی و علمی و سیاسی و مذهبی با سایر افراد تشکیلات است. اگر به جزئی از تشکیلات آسیبی برسد بنا بر روابط منسجم و سازمان یافته بلافاصله کلیه اعضاء و اجزاء در برابر دشمن مشترک و در جهت همدری با جزء آسیب دیده موضعگیری می نمایند. «1»
"مثل المومنین فی تواددهم و تراحمهم کمثل جسد اذا اشتکی بعض تداعی له سائر اعضائه بالمحمی و السحر"«2»
مثل مومنان در ارتباط دوستانه با یکدیگر مثل جسمی است که وقتی یک عضوش آسیب می بیند سایر اعضاء با او همدردی می نمایند.
(«1»: شهید بهشتی، «2»: الحیاه ج 1)

رسالت ها:
تشکل اگر بر محور آرمان و عقاید اسلامی شکل گرفته باشد سه هدف اصلی را پیگیری خواهد کرد:
الف ـ پاسداری از ارزشها:
تشکل باید پاسدار ارزشها باشد نه پاسدار خود. نگهبان ارزشها باشد نه نگهبان خود. هر وقت این تشکل بجای آنکه نگهبان ارزشها باشد و تلاشگر در راه ارزشها باشد، به جای آنکه خداپرست و حق پرست و حق خواه و کمال خواه باشد، خودخواه شد، آن یک "طاغوت" است و بهتر است از سر راه مردم برداشته شود. «1»
ب ـ سازندگی نیروها:
تشکل باید سازنده ما باشد. آسان کننده خودسازی برای ما و کمکی برای سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد. هر وقت یک از ما یا جمع ما به تشکلمان مشغول و سرگرم شدیم چنین تشکلی "لهو" می شود و باید از او پرهیز کنیم زیرا ما را از یاد خدا دور ساخته است. اگر تشکیلات آنقدر برای ما محبوب شد که جانشین خدا و حق شد، این حالت "لهو" پیدا کرده که "ینهی عن ذکر الله" است و باید از آن دوری جست. دفاتر تشکل باید محل عبادت و خودسازی ما باشد. «2»
ج ـ فایده رسانی به مردم:
اگر تشکیلات به درد مردم نخورد "لغو" می شود و باید از لغئ گریزان بود: "عن اللغو معرضون". تشکیلات باید به درد مردم بخورد و به جمهوری اسلامی کمک کند. بنابراین در داخل این تشکیلات باید برنامه ریزیهای گوناگون به وجود بیاید نه فقط برای خود تشکیلات که برای کل جامعه بلکه برای کل انقلاب اسلامی. «3»
"اقرب الناس الی الله یوم القیامه انفعهم للناس" «4» نزدیکترین انسانها به خداوند در روز قیامت نافع ترین ایشان برای مردم خواهند بود.
(«1»و«2»و«3»: شهید بهشتی، «4»: الحیاه)

شروع حرکت:
پس از آنکه جمعی هم فکر و عقیده گرد هم آمدند و تشکیلاتی شکل گرفت. معمولا باید با آموزش و سازندگی تشکیلاتی و کلاسهای سازنده ابعاد عقیدتی و آگاه کننده در زمینه های ایدئولوژیک و سیاسی و تمرین دهنده در فعالیتهای اجتماعی سیاسی و شکل دهنده در ابعاد معنوی و اخلاقی کار آغاز شود. «1»
"ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی المعرفه" «2» نیست حرکتی مگر آنکه تو به معرفت در آن محتاجی.
تشکیلات باید مواضع ایدئولوژیک و سیاسی خود را بیان نماید، جزوه هایی در این رابطه منتشر کند و تفسیرها و تحلیلهایش را به طور پیوسته در اختیار اعضاء قرار دهد. وقتی تشکیلات مایه دار شد و مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت سراغ این برود که چگونه در سرنوشت امور جامعه موثر باشد. «3»
"العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق لا یزیدها سرعه السیر الا بعدا" «4»
کسی که بدون بصیرت عمل کند چون رونده ای است که در مسیر حرکت نمی کند و هر چه بر سرعت بیافزاید دورتر می شود.
(«1»و«3»: شهید بهشتی، «2»و«4»: الحیاه ج 1)

+نوشته شده در ساعتتوسط اصولگرایان پیگیر وحدت |
دلسوز انقلاب كيست؟ در كلام رهبر معظم انقلاب

هركس كه دلش براي تحقق اهداف انقلاب و «پيشرفت و عزت» ملت و كشور مي تپد بايد تقوا، صداقت، شجاعت، توكل و تمسك امام بزرگوار به شرع مقدس را سرلوحه كار خويش قرار دهد
رهبر معظم انقلاب

+نوشته شده در ساعتتوسط اصولگرایان پیگیر وحدت |